فیلمهایی که نیامدند ...

پنج شنبه 15/11/88
و سرانجام امروز آخرین روز نمایش فیلم ها در سینما صحرا بود ... خیلی ها انتظار دیدن فیلمهایی همچون هفت دقیقه تا پائیز ، سنگ اول ، آتشکار ، هیچ ، بدرود بغداد ، آرام باش و تا هفت بشمار و چند فیلم دیگر را در این سینما داشتند ، اما بی فایده بود . ناسلامتی این سینما سینمای اتحادیه تهیه کنندگان و توزیع فیلم ایران است ، اما ...
و اما فیلم ها ...
سانس اول / پرسه در مه : ساخته / بهرام توکلی

فیلم دوم بهرام توکلی با حضور لیلا حاتمی و شهاب حسینی چنگی به دل نمی زند ... این فیلم بیشتر شبیه فیلم های فلسفی ست که دیدنش و فهمیدنش حوصله می خواهد .
سانس دوم / آل : ساخته / بهرام بهرامیان

این فیلم برای دومین باردر این سینما روی پرده رفته رفت ...
سانس سوم / عصر روز دهم : ساخته / مجتبی راعی

باز هم یک فیلم درباره حواشی جنگ ... قصه دختری که سالها پیش و در زمان جنگ ایران و عراق گم می شود و مادرش با نشانه ای که از او دارد دختر دیگرش را برای یافتنش به عراق می فرستد ... هانیه توسلی در این فیلم نقش هر دو خواهر را بازی می کند و انصافا در نقش دختر گمشده که مثل بلبل عربی حرف می زند و فارسی نمی داند بازی دیدنی و قابل قبولی را ارائه داده است . احمد مهرانفر- که اصولا بازیگر خوبی است - اما برای نقش دکتر جوانی که شیفته دختر اول است و همه کار و زندگیش را بیخود و بی جهت رها می کند تا او را در این سفر پردردسر و خطرناک همراهی کند انتخاب خوبی نیست ... سکانس های مربوط به اماکن متبرکه در این فیلم در حد کارت پستال گنجانده شده و گمان می رود در حد معمول به این بخش های فیلم پرداخته شده است . عصر روز دهم در کل فیلم بدی نیست ...
سانس چهارم / چهل سالگی : ساخته / علیرضا رئیسیان

چهل سالگی قصه داشتن ها و نداشتن هاست ، قصه اعتماد است ، قصه تعلق خاطر است به آنچه انسانها در حال حاظر دارند و از آن لذت می برند ... چهل سالگی روایتگر خاطراتی ست که از گذشته ای نه چندان دور در ذهن مانده است و اینک برخورد دوباره و جگونگی روبرو شدن با آن خاطرات تلنگریست به درون آدمی و نه چیزی بیشتر ...
محمدرضا فروتن نقش شخصیتی که عاشق زن ، فرزند و زندگی اش است را به خوبی ایفا کرده است . لیلا حاتمی نیز در نقش زنی که زندگی کنونی اش را به خاطرات و عشق گذشته اش ترجیح می دهد بسیار عالی ظاهر شده است . عزت الله انتظامی هم مثل همیشه بی نظیر است .
چهل سالگی فیلم سالمی است و به تماشایش می ارزد ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید ...
به جشنواره کودک و نوجوان خوش آمدید ...

چهار شنبه 14/11/88
جشنواره امسال بیشتر شبیه جشنواره فیلم های کودک و نوجوان است !!! به این اسامی دقت کنید : راز دشت تاران ، خواب های دنباله دار ، ترانه کوچک من ، خاله سوسکه ... و دو فیلمی که امروز به نمایش در آمدند یعنی نخودی و پرواز مرغابی ها ... همه این فیلمها روایت هایی از کودکان و نوجوانان است که در جشنواره امسال جا داده شده اند . چرا و به چه علتش بماند ...
و اما فیلم ها ...
سانس اول / فصل باران های موسمی : ساخته / مجید برزگر

برزگر در اولین تجربه سینمایی اش سراغ یک سوژه ممنوعه - ارتباط مخفیانه یک دختر و پسر نوجوان که پسزمینه بچه های طلاق در آن نمایان است - رفته و البته فیلم تجربی قابل اعتنایی را جلوی دوربین برده است . این فیلم به غیر از مرضیه خوش تراش - که انصافا خوب هم بازی کرده - بازیگر حرفه ای دیگری ندارد . این فیلم قصد دارد قصه آدم های تنها را در دل داستانی اجتماعی و امروزی روایت کند که به نظر می رسد کارگردان در این راه نسبتا موفق عمل کرده است .
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را در خلوتتان ببینید ...
سانس دوم / نخودی : ساخته / جلال فاطمی

این فیلم احتمالا تنها بخاطر تجربه اندوزی کارگردانش در نحوه استفاده از تکنولوژی روز - استفاده از تروکاژهای کامپیوتری و پرده آبی - ساخته شده و به قول معروف هیچگونه ارزش مادی و معنوی دیگری ندارد ...
سانس سوم / پرواز مرغابی ها : ساخته / علی شاه حاتمی

یک فیلم دیگر در راستای ساخت آثار کودک و نوجوان که سعی دارد شبیه فیلم های مجید مجیدی باشد ، اما به شدت ناموفق است و حوصله تماشاچی را سر می برد ...
سانس چهارم / طهران ؛ تهران : ساخته / داریوش مهرجویی ، مهدی کرم پور

فیلم اول / طهران : روزهای آشنایی ساخته فیلمساز برجسته داریوش مهرجویی در نگاه اول شبیه فیلم مهمان مامان است . استفاده از اکبر مشکاتی - بازیگر نقش علی عابدینی در فیلم هامون - و علی عابدینی - طراح صحنه و لباس و گریم فعال سینما - بعنوان بازیگر در این فیلم از نکات جالب تازه ترین اثر مهرجویی است . همچنین بازی کتایون امیر ابراهیمی ، فاطمه فردین ، پرویز نوری و همسرش ثریا و ... از دیگر نکات قابل توجه این فیلم به شمار می رود . فیلم مهرجویی اما در یک کلام نوعی شهرشناسی مصور محسوب می شود ، آن هم به روایت کارگردانی که اصولا آثارش را دوست داریم ...
فیلم دوم / تهران : سیم آخر ساخته مهدی کرم پور روایت جوانانی است که هنرشان در این مملکت توسط افرادی خاص ، نادان و سرخورده نادیده گرفته می شود و به اصطلاح از چوب لای چرخشان کردن خسته شده و بریده اند ... اینک آنها تنها راه حل را کندن و رفتن از تهران می پندارند ، شهری که با تمام این ناملایمات هنوز هم دوستش دارند ... فیلم کرم پور فیلم بدی نیست . این دو فیلم آدم را یاد آن جمله معروف فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما ساخته محسن مخملباف می اندازد که می گوید : تهرون ؛ تهرون که می گن جای قشنگیه ، فقط سوراخ سوزناش تنگه ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید ...
چراغی که قرمزی اش حال آدم را بهم می زند ...

سه شنبه 13/11/88
باز هم همان داستان قبلی ... باز هم یک فیلم مزخرف دیگر ... باز هم یک فیلم شرم آور ... و باز هم یک فیلم جدول پرکن برای لیست بلند بالای فیلم هایی که به زور به خورد تماشاچیان جشنواره داده اند ... چراغ قرمز نیز از آن فیلم هایی است که نمی شود فهمید کجای دل این جشنواره قرار دارد !!!
و اما فیلم ها ...
سانس اول / پسر آدم ، دختر حوا : ساخته / رامبد جوان

اگرنام کارگردان را در تیتراژ فیلم نادیده بگیرید ، با دیدن این فیلم تصور می کنید سازنده اثر تهمینه میلانی ست . اما این فیلم را رامبد جوان کارگردانی کرده است . فیلمی مفرح به سبک آثار تهمینه میلانی ... جوان دومین اثر سینمایی اش را انصافا خوب کار کرده است و البته روایت او از دو زوج جوان و پر شر و شور بی شباهت به لج و لجبازی های کاراکترهای اصلی فیلم آتش بس میلانی نیست . تنها مشکل این فیلم تایم طولانی آن است که شاید در تدوین مجدد با حذف خیلی از پلان ها که به جایی بر نمی خورد ، نتیجه مطلوبی را برای فیلم حاصل نماید . مهناز افشار خدا را شکر در این فیلم به خوبی توانسته است از عهده نقشش بر آید . حامد کمیلی نیز در نقش مقابل او لحظات دیدنی ای را می آفریند . رامبد جوان هم یکی از نقش های خوب فیلم را برای خود انتخاب کرده است ؛ نقشی که در آن از لوس بازی و شرارت های همیشگی اش خبری نیست . بازی شیلا خداداد نیز بد نیست ... این فیلم در زمان اکران قطعا از گیشه بسیار خوبی برخوردار خواهد بود...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید ...
سانس دوم / چراغ قرمز : ساخته / علی غفاری

ملغمه ای از فیلمفارسی های متداول که پر از ادا و اصول است و متاسفانه هیچ حرفی برای گفتن ندارد ... این فیلم از همان دست فیلم هایی است که فقط و فقط برای پر تعداد کردن فیلم های حاضر در جشنواره وارد لیست نمایش فیلم ها شده است ...
سانس سوم / لطفا مزاحم نشوید : ساخته / محسن عبدالوهاب

عبدالوهاب در اولین اثر سینمایی مستقل خود با استفاده از دو چهره محبوب سینمایی و تعدادی از بهترین بازیگران تئاتر توانسته است فیلمی درخور و شایسته را با سه روایت متصل به هم به تصویر بکشاند . روایت هایی که از دل اجتماع بیرون آمده و هر یک از آنها بطور مستقل نیز می تواند برای تماشاگر جذابیت هایی را به همراه داشته باشد ... فیلمی که داستانش را بسیار ساده روایت می کند و بیننده را آزار نمی دهد . در این فیلم باران کوثری و حامد بهداد در نقش هایشان خوب ظاهر شده اند . بازی افشین هاشمی نیز قابل قبول از آب درآمده است . هدایت هاشمی اما در نقش یک روحانی محضردار بی نظیر است . و از همه اینها که بگذریم شیرین یزدان بخش در اولین تجربه بازیگری اش در نقش زنی میانسال که از حضور غریبه ها در خانه اش به شدت بیم دارد نقشش را بی نظیر ایفا کرده است ...
*** توصیه می کنم این فیلم را هم حتما بینید ...
سانس چهارم / کیفر : ساخته / حسن فتحی

حسن فتحی سریال ساز محبوب چند سال اخیر در سومین اثر سینمایی اش بهتر و پخته تر از گذشته عمل کرده است . با اینکه در تعداد زیادی از سکانس هایش همچنان مدیوم تلویزیون دیده می شود ، اما توانسته با قصه اش که خدا را شکر تکراری نیست – نسبت به سایر فیلم های حاضر در جشنواره – تماشاچی را تا انتهای فیلم با خود همراه کند ... البته علاوه بر اینکه تایم فیلم زیاد است در بیشتر جاهای فیلم تماشاچی می تواند ادامه داستان را حدس بزند که این خود یکی از مشکلات اساسی فیلم به شمار می رود ... امیر جعفری در نقش بد من فیلم اینجا هم همچنان خوب است . مریلا زارعی طبق معمول نقشش را به خوبی ایفا کرده است . بازی جمشید هاشم پور نیز همین خصوصیت را دارد . بازی هانیه توسلی هم در نقش دختری که با کمک دیگران در حال انتقام گرفتن است و خصوصا خونسردی اش عالی ست . و مصطفی زمانی نیز که روزهای پرکاری اش را سپری می کند از عهده ایفای نقشش برآمده است ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را نیز حتما ببینید ...
روایت های ناتمام یک بازیگر پرکار ، پرانرژی و دوست داشتنی ...

دوشنبه 12/۱۱/88
حمید فرخ نژاد این روزها فعالیتش را زیاد کرده و در نقش های متفاوتی جلوی دوربین می رود ... او با این انرژی و پشتکارش می تواند یکی از برندگان سیمرغ بلورین امسال باشد ... اگر این اتفاق فرخنده برای وی بیفتد حق اوست ...
و اما فیلم ها ...
سانس اول / دیگری : ساخته / مهدی رحمانی

درباره این فیلم نظر نمی دهم ، چرا که برنامه ریز و دستیار اول کارگردان این فیلم بوده ام . البته کارگردان جوان فیلم در یک عمل ناجوانمردانه نام یکی از دوستانش را در تیتراژ فیلم به عنوان دستیار اول گنجانده است که این کار ناپسندش حسابی اعصاب مرا به هم ریخته و ناراحتم کرده است . ماجرا از این قرار است که آن دستیار محترم ابتدا قرار بود دستیار سوم کارگردان باشد ، آن هم با اصرار کارگردان و انکار من ... رحمانی می گفت او فیلم کوتاه ساز است و دوست دارد در سینمای حرفه ای فعالیتش را شروع کند . دوست دارد در این فیلم در گروه کارگردانی باشد . دوست دارد در کنار یک گروه حرفه ای سینما را تجربه کند ... و خیلی چیزهای دیگر دوست دارد ... اما با شروع فیلمبرداری ورق برگشت و رحمانی گفت او قرار است مشاور کارگردان باشد و در جاهایی کمکش کند . به رحمانی گفتم این کار را نکند ، چون برایش حرف و حدیث به همراه خواهد داشت ، اما زیر بار نرفت . از همان روزهای اول نظرات مزخرف دستیار محترم یا به اصطلاح مشاور کارگردان روی اعصاب عوامل رفت و به مرور بدتر و بدتر شد . با رحمانی نشستیم و حرف زدیم ، اما نتیجه ای حاصل نشد . نتیجه اش این شد که من ده روز آخر کار بنا به همین دلیل و دلایلی دیگر خیلی دوستانه از گروه خداحافظی کردم و از پروژه کنار کشیدم . حالا اما با دیدن فیلم دلم برای خودم می سوزد ، چرا که می بینم در آن روستای دور افتاده در اطراف تاکستان و حتی در تهران چه در مدت زمان تقریبا یک ماه و اندی پیش تولید و چه در زمان فیلمبرداری زحمت زیادی برای این فیلم کشیده ام و اکنون کارگردان با این کارش تنها رفاقتش را به رفیق آماتورش ثابت کرده است و ...
سانس دوم / پشت در خبری نیست : ساخته / شبنم عرفی نژاد

این فیلم را نشد که ببینم ...
سانس سوم / شکارچی شنبه : ساخته / پرویز شیخ طادی

یک فیلم به شدت خسته کننده ، بی سر و ته و تاسف برانگیز که حوصله همه را سر می برد ... نمایش این فیلم شاید فقط و فقط به این خاطر بوده که مسئولین برگزاری جشنواره خواسته اند سبد فیلم هایشان را پرکنند و جدول نمایش فیلم ها را رنگین نمایند . این فیلم واقعا کجای سینمای ایران قرار دارد ؟
*** توصیه می کنم این فیلم را به هیچ وجه نبینید ...
سانس چهارم / شب واقعه : ساخته / شهرام اسدی

حمید فرخ نژاد در این فیلم عالی ست ، بی نظیر است ، حرف ندارد ... او برای بازی در این فیلم مستحق دریافت سیمرغ است . نقش فرخ نژاد در این فیلم شاهکار است ، دوست داشتنی است ، قابل ستایش است و ... شهرام اسدی با انتخاب فرخ نژاد در نقش دریاقلی فیلمی ستودنی را به تصویر کشیده است ... فیلمی که اگر چه درباره جنگ است ، اما تماشاچی دوستش دارد . هم شب واقعه را ، هم دریاقلی اش را و هم حمید فرخ نژادش را ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را حتما ببینید ...
سینمای اجتماعی و تقریبا زنانه ...

یک شنبه 11/۱۱/88
زمزمه با باد ، حوالی اتوبان ، طبقه سوم و ناسپاس ... فیلم هایی بودند که امروز در سینما صحرا به نمایش درآمدند . دو فیلم در بخش مسابقه فیلم های اول ، یک فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران و یک فیلم هم در بخش میهمان ...
و اما فیلم ها ...
سانس اول / زمزمه با باد : ساخته / شهرام علیدی

این فیلم را به دلیل گرفتاری شخصی نتوانستم ببینم ...
سانس دوم / حوالی اتوبان : ساخته / سیاوش اسعدی
اسعدی که پیش از این چندین فیلم کوتاه را کارگردانی کرده است ، در اولین تجربه فیلم بلند سینمایی اش سراغ افراد طبقه محروم جامعه رفته و نحوه زندگی آنها و آمال و آرزوهایشان را به تصویر کشیده است . فیلمی اجتماعی و تلخ که می تواند حرف های زیادی با خود به همراه داشته باشد . حوالی اتوبان شکل و شمایل و استخوان بندی خوبی دارد ، چه از لحاظ فیلمنامه و چه از لحاظ تکنیک ... مرتضی غفوری فیلمبردار این فیلم باز هم توانائی هایش را به درستی روی نگاتیو ثبت کرده و قطعا با همفکری کارگردان اثر لحظات درخشانی را خلق کرده است . تصاویر بازیگر اصلی زن فیلم از پشت شیشه های باران خورده ، تصاویری که از قاب پنجره گرفته شده ، سکانس های بارانی در شب و ... همراه با نورپردازی های متناسب ، از جمله لحظات دیدنی فیلم محسوب می شوند . بازی نورا هاشمی بعنوان اولین حضور سینمایی اش در نقش زنی که بدبختی هایش را پشت سرگذاشته و اینک به رویاها و آرزوهایش رسیده و دوباره باید دوران فقر و نداری اش را دنبال کند ، بازی گلچهره سجادیه در نقش زنی که نکبت و تباهی از سر و رویش می بارد ، بازی شهاب حسینی در نقش شوهری که به خیال خودش زندگی ایده آلی را سپری می کند و با دیدن همخانه سابق همسرش و نوع زندگی فلاکت بار او دگرگون می شود و حتی بازی بهناز جعفری که با بدبختی هایش ، خود را برای رفتن به خانه بخت آماده می کند و ... تماشاچی را به فکر فرو می برد . حوالی اتوبان بعنوان اولین تجربه کارگردانش فیلم خوبی است .
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید ...
سانس سوم / طبقه سوم : ساخته / بیژن میرباقری
یک فیلم اجتماعی و سیاه دیگر از کارگردانی که دومین اثر سینمایی اش را ساخته است . ساختن فیلم در یک لوکیشن ثابت و روایت قصه به مدت یک ساعت و نیم در اینگونه فیلمها برای تماشاگری که اصولا تنوع پذیر است کار سختی محسوب می شود . میرباقری داستان فیلمش را بر اساس ناهنجاری های جامعه امروزی برای بیننده اش به تصویر کشیده است . اتفاقاتی که این روزها یا با آن برخورد کرده ایم یا در روزنامه ها و جاهای دیگر به وفور درباره آن خوانده و شنیده ایم . مهناز افشار در نقش یک زن تنها که از همین اجتماع زخم خورده برآمده است و می خواهد با زخمی کردن دیگران زخم خود را درمان کند ، نقشش را به خوبی ایفا کرده است . پگاه آهنگرانی نیز در نقش دختر جوانی که از دل همین جامعه بیرون آمده و می خواهد روزگارش را با خوشگذرانی و مهمانی های شبانه و ... سپری کند بازی نسبتا خوبی را ارائه داده است .
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را هم ببینید ...
سانس چهارم / ناسپاس : ساخته / حسن هدایت
این فیلم را هم ندیدم ...
نگار جواهریان ؛ اولین برنده سیمرغ بلورین جشنواره ...

شنبه 10/۱۱/88
امروز سینما صحرا روز دلچسبی را پشت سر گذاشت ... طلا و مس ساخته همایون اسعدیان بهترین فیلمی ست که تا به امروز در این سینما روی پرده رفته است . یعنی به نوعی شاهکار جشنواره است و خستگی را از تن تماشاچیان دور کرده است .
و اما فیلم ها ...
سانس اول / وقت بودن : ساخته / جلیل سامان

این فیلم ، فیلم بدی نیست ... اما توان اکران در سینما را قطعا ندارد و بیشتر برای مخاطب تلویزیونی ساخته شده است .
سانس دوم / خانواده ارنست : ساخته / محسن دامادی

یک فیلم دیگر در حد و اندازه های آثار تلویزیونی ...
سانس سوم / بیداری رویاها : ساخته / محمدعلی باشه آهنگر

شاید فیلم شب های زاینده رود ساخته محسن مخملباف را دیده باشید . در آن فیلم یکی از زن هایی که خودکشی می کند دلیلش را برای پرستارش اینگونه بیان می کند : تو اگه شوهر کرده باشی و شوهرت بره جبهه و بعد از چند وقت بگن مفقودالاثر شده و بعد به زور تو رو بدن به برادر شوهرت و بعد از چند سال بگن شوهر اولت پیدا شده و زنده ست و داره بر می گرده چیکار می کنی ؟ ... به نظر می رسد آهنگر با برداشتی آزاد از همین چند خط دیالوگ قصه دومین فیلمش را نوشته است و انصافا هم فیلم نسبتا خوبی را جلوی دوربین برده است . فیلمبرداری تورج منصوری و ساخت موسیقی متن توسط آریا عظیمی نژاد از نکات مثبت این فیلم است . بازی امین حیایی در نقش اصلی مرد این فیلم تقریبا مثل اکثر اوقات بی نظیر است. گزیده کاری هنگامه قاضیانی که بعد از به همین سادگی – بعنوان اولین تجربه بازیگری اش جلوی دوربین سینما – در یکی دو فیلم بیشتر ظاهر نشده ، در این فیلم نیز در نقش همان زنی که دو بار ازدواج کرده – با شوهر اولش که شهید شده و دفنش کرده اند و سپس با برادر شوهرش – و اینک شوهر اول در آستانه بازگشت از اسارت است ، عالی به نظر می رسد .
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید ...
سانس چهارم / طلا و مس : ساخته / همایون اسعدیان

شاهکار این فیلم بازی بی نظیر نگار جواهریان است . بازیگری که اصولا پیش از این در نقش مکمل فیلم ها و سریال ها ظاهر شده است . البته از جواهریان همین چند وقت پیش نیز بازی خوبی را در فیلم دوست داشتنی تنها دوبار زندگی می کنیم ساخته بهنام بهزادی دیده ایم . او در طلا و مس نقش همسر طلبه ای جوان را بازی می کند که دو فرزند خردسال دارد و به بیماری لاعلاجی دچار می شود . نقش جواهریان و بازی فوق العاده اش یکی از تاثیرگذارترین هنرنمایی های چند سال اخیر سینمای ایران محسوب می شود و تماشاچی را تا انتهای فیلم با خود همراه می کند . شاید به جرات بتوان گفت که یکی از سیمرغ های امسال می تواند متعلق به او باشد. بهروز شعیبی دیگر بازیگر این فیلم - که سالهاست در سینما بعنوان برنامه ریز و دستیار کارگردان او را می شناسیم و البته در چند فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی بعنوان بازیگر حضور داشته است – نیز در نقش روحانی جوان فیلم به خوبی ظاهر شده است و انصافا از عهده ایفای نقشش برآمده است .
فیلمبرداری و نورپردازی حسین جعفریان هم در طلا و مس عالی است . همچنین موسیقی متن فیلم که توسط آریا عظیمی نژاد ساخته شده – وی یکی از پرکارترین آهنگسازان این دوره از جشنواره است – از جمله محسنات فیلم اسعدیان به شمار می رود . طلا و مس از جمله فیلم هایی است که تاریخ مصرف ندارد ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را چند بار ببینید ...
نانو تکنولوژی ، مرگ ، مرگ و باز هم مرگ...

جمعه 9/۱۱/88
امروز روز فیلم هایی از جنس مرگ بود و یک فیلم علمی ...
و اما فیلم ها ...
سانس اول / شکلات داغ : ساخته / حامد کلاهداری

انصافا این فیلم ، فیلم نسبتا خوبی بود و حقش بود که در بخش مسابقه سینمای ایران شرکت کند . حامد کلاهداری بازیگر سال های گذشته سینمای ایران در اولین تجربه سینمایی اش بعنوان کارگردان با همکاری گروهی از بهترین های سینما – چه پشت دوربین و چه جلوی دوربین – توانسته اثری آبرومند را در کارنامه اش ثبت کند . فیلمبرداری محمود کلاری ، صدابرداری حسن زاهدی ، طراحی صحنه و لباس محسن شاه ابراهیمی ، چهره پردازی مهین نویدی ، موسیقی متن کارن همایونفر و حتی تدوین سیامک مهماندوست همگی خوب هستند . بازی نیکی کریمی عالی ست ، داریوش ارجمند بی نظیر است ، علیرضا خمسه شاهکار است ، فریبرز عرب نیا حرف ندارد ، حامد کمیلی خوب است ، فرزین محدث دوست داشتنی ست ، محسن شاه ابراهیمی نیز دیدنی است و بالاخره حمید فرخ نژاد که معرکه است ... این فیلم تمام خصوصیات یک فیلم خوب را دارد ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را حتما ببینید ...
سانس دوم / سفر مرگ : ساخته / حسن آقا کریمی

این فیلم اصلا و ابدا در حد و اندازه های یک اثر سینمایی نیست ، خسته کننده است و تماشاچی را کلافه می کند ... تنها نکته مثبت این فیلم بازی خوب آتیلا پسیانی ست و دیگر هیچ ...
*** پیشنهاد می کنم فکر دیدن این فیلم را از سرتان بیرون کنید ...
سانس سوم / آناهیتا : ساخته / عزیزالله حمید نژاد

این فیلم ، فیلمی نیست که از سازنده فیلم خوش ساخت اشک سرما انتظار داشتیم ... اما ، حمید نژاد در تازه ترین اثر سینمایی اش سراغ قصه ای رفته که درباره علم نانو تکنولوژی است . علمی که خیلی ها با آن غریبه هستند . آزمایش روی قطرات آب ، شبیه سازی ، علم برتر و این جور چیزها ... که هضمش برای بیننده بسیار مشکل می نماید . شاید این قصه با پیچیدگی های بیشترش می توانست بیننده را قلقلک دهد ، اما ...
میترا حجار پس از چند سال دوری از سینما توانسته است دوباره گلیمش را از آب بیرون بکشد و بازی خوبی را ارائه داده است . شهاب حسینی هم نقشش را به خوبی ایفا کرده و برای تماشاچی باورپذیر است . اما پوریا پورسرخ با آن گریم نامتعارف و ناقصش اصلا خوب نیست ... پلیس های فیلم هم خیلی مبتدی و دست و پا چلفتی به نظر می رسند که یک قاتل را – با اینکه به جرمش اعتراف کرده – به امان خدا رها می کنند و حرکات آکرباتیک و تصنعی شان اعصاب بیننده را خرد می کند ...
سانس چهارم / ترانه کوچک من : ساخته / مسعود کرامتی

این فیلم را به دلیل خستگی ندیدم ...
روز فرشاد محمدی و فیلم های اول ...

پنج شنبه 8/۱۱/88
امروز روز فیلم های اول بود ... فرشاد محمدی بعنوان مدیر فیلمبرداری و آناهیتا نعمتی که این روزها با نام کوچک " آنا " او را می شناسیم بعنوان بازیگر هر کدام با دو فیلم سینما صحرا را قرق کرده بودند ...
و اما فیلم ها ...
سانس اول / برخورد خیلی نزدیک : ساخته / اسماعیل میهن دوست

میهن دوست که سالها در ماهنامه سینمایی گزارش فیلم و بعدها درصفحات سینمایی نشریات دیگر به کار نقد و تحلیل فیلم مشغول بوده ، در اولین تجربه سینمایی خود سراغ یک قصه اجتماعی رفته و سوژه ای را دستمایه فیلمش قرار داده که دغدغه بسیاری از خانواده های نوپای امروزی ست . وی داستانی تقریبا معمایی را برگزیده است که گره هایش به مرور از زبان بازیگران فیلمش برای تماشاچی گشوده می شود . فیلمبرداری فرشاد محمدی فیلمبردار جوان و خوش سلیقه و البته پرکار این روزهای سینما در این فیلم به میهن دوست کمک کرده تا بتواند فیلمی خوش آب و رنگ را روی نگاتیو ثبت کند . مهرداد میرکیانی ( طراح گریم ) و شیوا رشیدیان ( طراح صحنه و لباس ) هم کارشان را به نحو احسن انجام داده اند . تدوین نازنین مفخم هم یکی دیگر از خصوصیات مثبت این فیلم به شمار می رود که خیال میهن دوست را در مورد امور فنی فیلم راحت کرده است .
آنا نعمتی در نقش همسری خوشبخت که شوهرش را نمونه کاملی از مردهای خوب ایرانی می داند نقشش را به خوبی ایفا کرده و نشان می دهد با انتخاب های درستش می تواند به چهره محبوبی بین بازیگران زن تبدیل شود . بازی لادن مستوفی هم در نقش زنی که شیطنتش - و شاید حسادتش - کار دستش می دهد کاملا هدایت شده است . حمیدرضا پگاه نیز که بیشتر او را به عنوان چهره ای تلویزیونی می شناسیم – و البته در مدیوم تلویزیون بازیگر خوبی است – در نقش شوهری دوست داشتنی که وارد بازی خطرناک دو زن شده است نسبتا خوب است . سروش صحت اما می توانست بهتر از این باشد . بازی رامین راستاد نیز در نقش کوتاه مامور اداره آگاهی دیدنی ست .
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را حد اقل یکبار ببینید ...
سانس دوم / خاطره : ساخته / نادر طریقت

متاسفانه این فیلم ، فیلم خوبی نیست و تنها علیرضا زرین دست - مدیر فیلمبرداری - طبق معمول خوب است و بس ...
سانس سوم / صبح روز هفتم : ساخته / مسعود اطیابی

این فیلم از قصه خوبی برخوردار است ، اما قطعا انتظارات را از کارگردانی که فیلم سومش را ساخته است برآورده نمی کند ... شهرام حقیقت دوست بازیگر خوبی است ، اما اینجا نتوانسته است بعنوان بازیگر نقش اصلی بار کل فیلم را به دوش بکشد . شاید او اصولا بازیگر نقش مکمل خوبی باشد ...
سانس چهارم / آل : ساخته / بهرام بهرامیان

بهرامیان در اولین تجربه سینمایی اش به سراغ ژانر خطرناک وحشت – خطرناک ازاین بابت که این ژانر اصولا در سینمای ایران مخاطب گریز است – رفته است . شاید در کل تاریخ سینمای ایران تنها فیلمسازی که موفق شده است با این ژانر با مخاطب ارتباط خوبی برقرار کند ساموئل خاچیکیان باشد . بهرامیان اما تقریبا فیلم خوبی ساخته است که شاید ، واقعا شاید بتواند تماشاچیان سینما را به سالنهای نمایش این فیلم بکشاند ، ان هم از روی کنجکاوی ... کنجکاوی از دو منظر ، اول اینکه شاید سینما دوستان ایرانی می خواهند ببینند بهرامیان که پیش از این با سریال پر مخاطب ساعت شنی در تلویزیون توانائی هایش را ثابت کرده این بار در پرده عریض سینما چه کرده است و ثانیا اینکه شاید تماشاچی مشتاق است هنرنمایی مصطفی زمانی – بازیگر نقش یوزارسیف در مجموعه تلویزیونی حضرت یوسف – در اولین حضور سینمایی اش را مشاهده کند . زمانی تقریبا بد بازی نکرده است و خب اولین نقش سینمایی برای او محکی خواهد بود تا خودش را در سینما به اثبات برساند . البته به طور یقین حضور موفق او در سینما به نفع کل سینما خواهد بود . چرا که خلع کمبود بازیگر نقش اصلی را در سینمای ما پر خواهد نمود .
این فیلم قطعا مراحل تولید بسیار سختی را – آن هم در کشوری مانند ارمنستان – پشت سر گذاشته است . فیلمبرداری فرشاد محمدی و خصوصا نورپردازی های حساب شده اش برای یک فیلم ترسناک بی نظیر است که البته طراحی صحنه و حتی لباس رضا حاج درویش نیز بعنوان اولین تجربه مستقلش در این میان بی تاثیر نبوده است .
*** توصیه می کنم این فیلم را هم حتما ببینید ...
درخشش سامان مقدم ، سینمای سیاسی و فیلم های توقیقی ...

روزسوم / چهار شنبه 7/۱۱/88
امروز سه فیلم سیاسی و یک فیلم نامفهوم در سینما صحرا روی پرده رفتند . دموکراسی تو روز روشن ، صد سال به این سالها ، به رنگ ارغوان و کیمیا و خاک .
و اما فیلم ها ...
سانس اول / دموکراسی تو روز روشن : ساخته / علی عطشانی

فیلمی پر بازیگر... این فیلم قطعا از گیشه خوب و موفقی برخوردار خواهد بود و حسابی می فروشد . به این اسامی توجه کنید ... محمدرضا گلزار ، محمدرضا فروتن ، نیکی کریمی ، حمید فرخ نژاد ، نیوشا ضیغمی ، نیما شاهرخ شاهی و ... این نام ها خود می تواند تضمین کننده فروش بالای این فیلم باشد . علی عطشانی کارگردان جوان فیلم در دومین تجربه فیلمسازی اش – بعد از فیلم پوست موز که به دلیل نداشتن پروانه ساخت ، فیلم سینمایی محسوب نمی شود – مجددا به سراغ عالم برزخ رفته و با داشتن فیلمنامه ای با مایه های طنز سیاسی و با تکیه بر تعدادی از سوپراستارهای سینمای ایران و همچنین عوامل حرفه ای در پشت صحنه فیلمش توانسته فیلم تقریبا موفقی را جلوی دوربین ببرد . ریتم فیلم بیننده را اذیت نمی کند ، هر چند شاید اگر شاهین یارمحمدی تدوینگر جوان فیلم به همراه کارگردان – البته بعد از جشنواره – سکانس هایی از فیلم را کوتاهتر کنند به ریتم مناسب تری دست خواهند یافت . مرتضی غفوری ؛ فیلمبردار جوان و خوش ذوق فیلم – که این روزها مشغول فیلمبرداری قصه پریا ساخته فریدون جیرانی است و پیش از این نیز با سامان مقدم تجربه های خوبی را پشت سر گذاشته – نیز با کادر بندی های مناسب و خصوصا نورپردازی های جالبش تصاویر زیبایی را خلق کرده است که دیدنی از آب درآمده است . موسیقی فیلم نیز که توسط کارن همایونفر ساخته شده در جاهای مناسب فیلم شنیدنی ست و نشان از توانایی های آهنگساز آن دارد . جالب تر از همه تیتراژ ابتدای فیلم که در نوع خود بی نظیر است . همچنین تروکاژهای فیلم که بی نقص کار شده است .
و اما بازی ها ... محمدرضا فروتن در این فیلم یکی از بازی های قابل قبول و بسیار خوب خود را خلق کرده است و تماشاچی با نقش " نیک ذات " همزادپنداری می کند . حمید فرخ نژاد نیز بازی نسبتا خوبی را ارائه داده است و نقشش دوست داشتنی از آب درآمده است ... بازی هر چند کوتاه محمدرضا گلزار نیز کاملا کنترل شده است و به نظر می رسد بهترین گزینه برای نقش فرشته مرگ بوده است . بقیه بازیگران هم بماند تا بعد ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را حتما ببینید ...
سانس دوم / صد سال به این سالها : ساخته / سامان مقدم

سامان مقدم به دلایلی مختلف اصولا فیلمساز خوبی است . هنوز هم فیلم " کافه ستاره " او یکی از محبوب ترین فیلم هایی ست که تا کنون دیده ام . اما فیلم توقیفی " صدسال به این سالها "یش هم انصافا خوب و شسته رفته از کار درآمده است . رضا کیانیان در کنار پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا بازی های روان و دوست داشتنی ای از خود نشان داده اند که بیننده را مبهوت می کند . خضوصا معتمدآریا که اصولا در ایفای اینگونه نقش ها شاهکار است و اینجا نیز یکی از همان نقش های ستودنی اش را بازی کرده است .
فیلمبرداری محمود کلاری بدون نقص است و محمدرضا موئینی نیز پلان های فیلم را بدون وجود حتی یک پلان اضافی روی میز تدوین با مهارت همیشگی اش به هم چسبانده است ، طراحی صحنه و لباس آیدین ظریف ، چهره پردازی مهین نویدی و باز هم موسیقی کارن همایونفر از دیگر نکات مثبت اثرگذار فیلم به شمار می رود ...
باز هم تکرار می کنم که ، سامان مقدم اصولا فیلمساز خوبی است و " صد سال به این سالها "یش نیز فیلم بسیار خوبی است ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را بدون اما و اگر ببینید ...
سانس سوم / به رنگ ارغوان : ساخته / ابراهیم حاتمی کیا

یک اثر شاهکار دیگر از ابراهیم حاتمی کیا ، فیلمسازی که اصولا دلمان می خواهد فیلم خوب بسازد ... حاتمی کیا در این فیلم به سراغ مامور وزارت اطلاعاتی رفته است که او هم عاشق می شود . مگر اشکالی دارد که یک مامور امنیتی با همه برو و بیایش عاشق شود ؟ اگر به رنگ ارغوان طی چهار سال گذشته فقط و فقط بخاطر عشق زمینی این مامور امنیتی توقیف بوده و نتوانسته رنگ پرده را ببیند استغفرالله باید به خیلی چیزها شک کرد . حمید فرخ نژاد در نقش همان مامور وزارت اطلاعات که در ابتدا با نزدیک شدن به دختر جوان و دانشجوی یک آدم سیاسی و مخالف قصد دارد تا پدر وی را به دام بیندازد ، در نیمه های فیلم دل در گرو عشق دختر می بندد و شیفته اش می شود و خلاصه اینکه عشقش را به ماموریتش ترجیح می دهد . فرخ نژاد با بازی روانش در این نقش یکی از عاشقانه ترین عشق های زمینی را می آفریند و باعث می شود تماشاچی تا پایان فیلم در حیرت بسر برد . خزر معصومی نیز بعنوان اولین تجربه بازیگری اش از عهده نقش ارغوان - نقش مقابل فرخ نژاد - به خوبی برآمده است و شاید اکران این فیلم در زمان خودش – چهار سال پیش – می توانست به او کمک کند تا اکنون او نیز یکی از سوپراستارهای سینمای ایران باشد . فرهاد قائمیان نیز در نقش شفق - پدر ارغوان - بازی قابل قبولی را ارائه داده است . حتی رضا بابک نیز در نقش کوتاهش - یکی از روسای وزارت اطلاعات - خوش درخشیده و یکی از درخشان ترین بازیگران این فیلم به شمار می رود . تنها انتخاب نامناسب این فیلم کوروش تهامی است که جای تعجب دارد .
فیلمبرداری درخشان حسن کریمی ، طراحی صحنه و لباس محسن شاه ابراهیمی ، موسیقی متن دلنشین فردین خلعتبری و حتی چهره پردازی عبدالله اسکندری از دیگر محسنات این فیلم است که باید به تماشای آن نشست .
*** پیشنهاد می کنم تماشای این فیلم را تا فرصت دارید از دست ندهید ...
سانس چهارم / کیمیا و خاک : ساخته / عباس رافعی

این فیلم را اصلا و ابدا دوست ندارم ... راستش کل فیلم را با آرامش کامل دیدم ، اما چیزی از آن دستگیرم نشد . خیلی ساده تر اینکه فیلم را اصلا نفهمیدم ...
*** پیشنهاد می کنم یکی توضیح دهد که این فیلم می خواهد چه بگوید ؟؟؟
شهرزاد قصه گو ، آقا پلیسه ، قصه های زنانه و چند داستان دیگر ...

روزدوم / سه شنبه 6/۱۱/88
هوای سالن نمایش سینما صحرا همچنان سرد است و فیلم ها هم چنگی به دل نمی زنند . یک فیلم کودک و نوجوان ، یک فیلم پلیسی و دو فیلم زنانه آثار به نمایش درآمده امروز در سینما صحرا بودند .
و اما فیلم ها ...
سانس اول / راز دشت تاران : ساخته مشترک / هاتف علیمردانی ، محمد لطفعلی

اینکه چرا و به چه علت بازیگر توانائی همچون ترانه علیدوستی در این فیلم بازی کرده است ، رازی است که باید از خود وی پرسید . علیدوستی در این فیلم انیمیشن - رئال نقش شهرزاد قصه گو را در هیبت یک پرستار بازی می کند ، آن هم در کنار دو بازیگر طنز یعنی رضا شفیعی جم و ارژنگ امیرفضلی که آدم بدهای این فیلم هستند . سه بازیگر نوجوان هم آنها را در پیشبرد قصه همراهی می کنند . تنها نکته مثبت این فیلم هوشیاری کارگردان های جوان فیلم و توانایی آنها در تولید یک اثر فانتزی با جلوه های ویژه بصری ست که به عنوان فیلم اول قابل تقدیر است . به نظر می رسد این اثر می تواند اندکی از وقت های خالی گروه سنی کودک و نوجوان را پر کند و دیگر هیچ ...
سانس دوم / مقلد شیطان : ساخته / افشین صادقی

افشین صادقی که پیش از این ساخت چندین فیلم کوتاه ، نیمه بلند و تله فیلم را با عنوان کارگردان تجربه کرده است ، این بار در اولین تجربه سینمائی اش با فیلمنامه ای از حمید نعمت الله - کارگردان فیلمهای بوتیک و بی پولی - سوژه ای را برگزیده که از جمله حوادث روزمره چند سال اخیر در کشور به شمار می رود ؛ اخاذی و ورود به مسائل خصوصی خانواده ها ... کامبیز دیرباز در نقش یک افسر پلیس تیزهوش و نسبتا خشن بازی قابل قبولی ارائه داده است که البته با اندکی هدایت و بازی گرفتن می توانست توانائی هایش را بیشتر بروز دهد . اصغر همت نیز در نقش مقابل او یعنی بد من فیلم که یکی از خصوصیاتش خونسردی ست تقریبا نقشش را خوب بازی کرده است . شقایق فراهانی ؛ اما بازی ضعیف یا بهتر است بگویم بی حس و حالی را ایفا می کند و برای تماشاچی بی حس و حال و بی رمق ظاهر می شود . ساره بیات نیز به عنوان اولین تجربه سینمایی اش خنثی است . یعنی در لحظاتی خوب است ؛ اما نه خیلی خوب و جاهایی که باید خوب باشد و خودی نشان بدهد غیر قابل باور است . باران های مصنوعی عباس شوقی - مدیرجلوه های ویژه فیلم - آن هم در شب ؛ که تقریبا هفتاد درصد از فیلم را در بر می گیرد ، اتفاقی است که کمتر در فیلم های ایرانی دیده شده است . فیلمبرداری فیلم اما پر از نقص است که نکته بارز آن فلو - تار- بودن پلان های متعددی در فیلم است که بیننده را آزار می دهد ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را یکبار ببینید ...
سانس سوم / خواب های دنباله دار : ساخته / پوران درخشنده

این فیلم دومین فیلم کودکانه ای بود که امروز در سینما صحرا به نمایش درآمد . فیلمی که در همان لحظات آغازینش ، انتهای قصه را به تماشاچی لو می دهد و بیننده معمایی حل شده را دنبال می کند . چرا که تصاویر اولیه خواب های دختر بچه فیلم آشکارا نشانه هایی حل شده را برای بیینده اثر به نمایش گذاشته است . گم شدن یکی از معلم های فیلم – با بازی فرشته صدرعرفایی – از نظر پلیس طناز فیلم – با بازی علیرضا خمسه – با توجه به توضیحات یک معلم دیگر – با بازی پانته آ بهرام – یک مسئله عادی و معمولی به شمار می رود و جستجوی وی برای یافتن معلم گمشده با گذشت زمان – که می تواند حادثه ساز هم باشد – خیلی آرام و در خونسردی کامل آغاز می شود ، که تعجب برانگیز است . چرا که جان یک انسان در میان است و ...
بازی تمامی بازیگران فیلم چیزی بیش از حد معمول نیست و هیچ سکانس درخشانی در فیلم درخشنده برای تماشاچی اش ثبت نمی شود ...
سانس چهارم / تسویه حساب : ساخته / تهمینه میلانی
این فیلم را به دلایل مختلف دوست ندارم ... فیلمساز تلاش کرده تا فیلمی کاملا زنانه را به تصویر بکشد ، اما زن ها در این فیلم جملگی منفی هستند و هیچ زن مثبتی را چه با دلیل و چه بی دلیل در این اثر نمی بینیم . بلکه برعکس ، این مردان هستند که کاراکترهای مثبت فیلم را تشکیل می دهند . حامد بهداد در نقش جوانی که سرباز فراری و بیکار است و اعتراف می کند که بخاطر عشقی که به همسرش داشته فرار کرده است ، هرچند الان دیگر پشیمان شده است ... اکبر عبدی در نقش فردی که از اصفهان برای کار بازرگانی اش به تهران آمده و پس از اینکه به دام دختران فیلم می افتد از روی دلسوزی ، بیشتر از خواسته شان به آنها پول می دهد . احمد مهرانفر تازه دامادی که در شب عروسی اش به دام دختران گروه می افتد و او نیز صادقانه اعتراف می کند که می خواسته آخرین ساعات مجردی اش را خوش بگذراند و خصوصا محمد نیک بین که جنتلمن فیلم است و دعوت مهناز افشار - یکی از دختران گروه - را برای صرف قهوه به راحتی رد می کند . حتی رضا عطاران که قصد دارد به زندگی مجددش با همسرش - با بازی لادن مستوفی - و دخترش بازگردد و او هم اعتراف می کند که پیش از این اشتباهاتی از او سر زده که پشیمان است .
اما در مقابل هیچکدام از دختران فیلم شامل مهناز افشار ، لادن مستوفی ، السا فیروزآذر و بهاره افشاری و حتی الناز فیروزآذر- در نقش همسر حامد بهداد- از کرده هایشان کوچکترین احساس پشیمانی از خود بروز نمی دهند .
میلانی با این همه بازیگر نتوانسته انتظارات تماشاگران فیلم هایش را برآورده سازد . البته هدایت این همه بازیگر در یک فیلم کاری بسیار دشوار است و شاید او دوباره باید تنها با دو بازیگر، فیلم بعدی اش را بسازد تا بیننده فیلمش راضی از سالن سینما خارج شود .


