"مرگ در می زند" جلوی دوربین رفت ...

تصویربرداری فیلم کوتاه "مرگ در می زند" به کارگردانی افشین رضایی از روز دوشنبه بیستم تیرماه در لوکیشنی حوالی میدان ونک آغاز شد و روز پنج شنبه ۲۳ تیرماه به پایان رسید ... علیرضا برازنده فیلمبردار فیلم های سینمایی هفت دقیقه تا پائیز ( علیرضا امینی ) ، پله آخر ( علی مصفا ) ، روز ر...
عوامل تولید این فیلم کوتاه عبارتند از :
بازنویسی فیلمنامه ، تهیه کننده و کارگردان : افشین رضایی . بر اساس نمایشنامه ای از : وودی آلن . برنامه ریز و دستیار کارگردان : علی توحیدپرست ، منشی صحنه : پانته آ حسینی . مدیر تصویربرداری : علیرضا برازنده . دستیاران تصویر : عباس رضوانی . علیرضا معماریانی . صداگذاری و میکس : علیرضا علویان . صدابردار : محمد شاهوردی . دستیار صدا : امیر شاهوردی . تدوین : میثم میرزایی . طراح گریم : مهرداد میرکیانی . اجرای گریم : مهدی آشناور . طراح صحنه و لباس : آیدین ظریف . دستیاران صحنه و لباس : حمیدرضا پربها ، نفیسه ناصر نیا . عکس : صبا سیاهپوش . مدیر تولید : کوروش زنگیشه ای . مدیر تدارکات : مهران غفارزاده . بازیگر : علیرضا نائینی ...
خلاصه داستان :
در نیمه های شب ، مردی متمول که همسر و فرزندانش به مسافرت رفته اند در خانه ویلایی اش روی کاناپه دراز کشیده و همزمان روزنامه می خواند و تلویزیون تماشا می کند . ناگهان فردی کاملا شبیه به او از پنجره وارد خانه شده و با مواجهه با مرد ، خود را مامور مرگ وی معرفی می کند . مرد که به شدت ترسیده ، به دنبال راه چاره ای است تا فرصتی برای ادامه زندگی اش بیابد . مرگ ابتدا از پذیرفتن پیشنهاد مرد طفره می رود ، اما بالاخره می پذیرد . غافل از اینکه عاقبت شومی در انتظار خود اوست ...
خداوند را شاکرم که در طول این سالها هر آنچه را که تنها از او خواسته ام به من عطا کرده و در تمامی دقایق زندگی همراهم بوده است ...
و اینک در آستانه چهل سالگی از او می خواهم به تمامی دوستان و آشنایان نازنینم سلامتی ، صبوری ، شهامت ، بزرگی و هر آنچه خوبی ست را عنایت فرماید ...
خداوند را دوست می دارم و همه شما دوستانم را نیز ...
با آرزوی سالی پُربار و پُر از خوبی ها برای همه آنهایی که دوستشان دارم ...
هشتم فروردین یکهزار و سیصد و پنجاه ...
هشتم فروردین یکهزار و سیصد و نود ...

عوامل فیلم کوتاه " یکی آن بالا تو را می بیند " :
نویسنده و کارگردان : افشین رضایی / تصویر و تدوین : میثم میرزایی / صداگذاری و میکس : شاهین یارمحمدی / موسیقی : مسعود سخاوت دوست / صدابردار : مهدی ابراهیم زاده / طراح گریم : اشکان وثوقی / طراح صحنه و لباس : بابک صالح / برنامه ریز و دستیار کارگردان : ماهان دریایی / منشی صحنه : سمیرا شکوری / عکاس : صبا سیاهپوش / مدیر تولید : حسین اکبری / مدیر تدارکات : ماشاءالله ملکی / دستیار صحنه و لباس : سحر سهرابی / دستیار گریم : شیما ارغند
با تشکر ویژه از : شهنام یارمحمدی ، حمید نجفی راد ، حسن زاهدی ، جهانگیر میرشکاری ، امین میرشکاری ، سعید سعدی ، مهران غفارزاده ، سعید خانی ، حسن جمشیدی ، حسین جمشیدی ، امیر وهابی ، مهرداد پوراحمد ، سعید علیپور ، فرحناز سحری ، رضا دلاوری ، کوروش زنگیشه ای ، یاسر سلیمانی و ... امیرحسین قوساز
تهیه کننده : جعفر رضایی ارجمند
بازیگران : حسین سلیمانی ، آویده آمالی ، علیرضا نائینی ، عصمت قجر
به جای خلاصه داستان :
همیشه و همه جا یکی آن بالاست که تو را می بیند و او کسی نیست جز خدا ...
سال نو مبارک ... ![]()

فیلمهایی که نیامدند ...

پنج شنبه 15/11/88
و سرانجام امروز آخرین روز نمایش فیلم ها در سینما صحرا بود ... خیلی ها انتظار دیدن فیلمهایی همچون هفت دقیقه تا پائیز ، سنگ اول ، آتشکار ، هیچ ، بدرود بغداد ، آرام باش و تا هفت بشمار و چند فیلم دیگر را در این سینما داشتند ، اما بی فایده بود . ناسلامتی این سینما سینمای اتحادیه تهیه کنندگان و توزیع فیلم ایران است ، اما ...
و اما فیلم ها ...
سانس اول / پرسه در مه : ساخته / بهرام توکلی

فیلم دوم بهرام توکلی با حضور لیلا حاتمی و شهاب حسینی چنگی به دل نمی زند ... این فیلم بیشتر شبیه فیلم های فلسفی ست که دیدنش و فهمیدنش حوصله می خواهد .
سانس دوم / آل : ساخته / بهرام بهرامیان

این فیلم برای دومین باردر این سینما روی پرده رفته رفت ...
سانس سوم / عصر روز دهم : ساخته / مجتبی راعی

باز هم یک فیلم درباره حواشی جنگ ... قصه دختری که سالها پیش و در زمان جنگ ایران و عراق گم می شود و مادرش با نشانه ای که از او دارد دختر دیگرش را برای یافتنش به عراق می فرستد ... هانیه توسلی در این فیلم نقش هر دو خواهر را بازی می کند و انصافا در نقش دختر گمشده که مثل بلبل عربی حرف می زند و فارسی نمی داند بازی دیدنی و قابل قبولی را ارائه داده است . احمد مهرانفر- که اصولا بازیگر خوبی است - اما برای نقش دکتر جوانی که شیفته دختر اول است و همه کار و زندگیش را بیخود و بی جهت رها می کند تا او را در این سفر پردردسر و خطرناک همراهی کند انتخاب خوبی نیست ... سکانس های مربوط به اماکن متبرکه در این فیلم در حد کارت پستال گنجانده شده و گمان می رود در حد معمول به این بخش های فیلم پرداخته شده است . عصر روز دهم در کل فیلم بدی نیست ...
سانس چهارم / چهل سالگی : ساخته / علیرضا رئیسیان

چهل سالگی قصه داشتن ها و نداشتن هاست ، قصه اعتماد است ، قصه تعلق خاطر است به آنچه انسانها در حال حاظر دارند و از آن لذت می برند ... چهل سالگی روایتگر خاطراتی ست که از گذشته ای نه چندان دور در ذهن مانده است و اینک برخورد دوباره و جگونگی روبرو شدن با آن خاطرات تلنگریست به درون آدمی و نه چیزی بیشتر ...
محمدرضا فروتن نقش شخصیتی که عاشق زن ، فرزند و زندگی اش است را به خوبی ایفا کرده است . لیلا حاتمی نیز در نقش زنی که زندگی کنونی اش را به خاطرات و عشق گذشته اش ترجیح می دهد بسیار عالی ظاهر شده است . عزت الله انتظامی هم مثل همیشه بی نظیر است .
چهل سالگی فیلم سالمی است و به تماشایش می ارزد ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید ...
به جشنواره کودک و نوجوان خوش آمدید ...

چهار شنبه 14/11/88
جشنواره امسال بیشتر شبیه جشنواره فیلم های کودک و نوجوان است !!! به این اسامی دقت کنید : راز دشت تاران ، خواب های دنباله دار ، ترانه کوچک من ، خاله سوسکه ... و دو فیلمی که امروز به نمایش در آمدند یعنی نخودی و پرواز مرغابی ها ... همه این فیلمها روایت هایی از کودکان و نوجوانان است که در جشنواره امسال جا داده شده اند . چرا و به چه علتش بماند ...
و اما فیلم ها ...
سانس اول / فصل باران های موسمی : ساخته / مجید برزگر

برزگر در اولین تجربه سینمایی اش سراغ یک سوژه ممنوعه - ارتباط مخفیانه یک دختر و پسر نوجوان که پسزمینه بچه های طلاق در آن نمایان است - رفته و البته فیلم تجربی قابل اعتنایی را جلوی دوربین برده است . این فیلم به غیر از مرضیه خوش تراش - که انصافا خوب هم بازی کرده - بازیگر حرفه ای دیگری ندارد . این فیلم قصد دارد قصه آدم های تنها را در دل داستانی اجتماعی و امروزی روایت کند که به نظر می رسد کارگردان در این راه نسبتا موفق عمل کرده است .
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را در خلوتتان ببینید ...
سانس دوم / نخودی : ساخته / جلال فاطمی

این فیلم احتمالا تنها بخاطر تجربه اندوزی کارگردانش در نحوه استفاده از تکنولوژی روز - استفاده از تروکاژهای کامپیوتری و پرده آبی - ساخته شده و به قول معروف هیچگونه ارزش مادی و معنوی دیگری ندارد ...
سانس سوم / پرواز مرغابی ها : ساخته / علی شاه حاتمی

یک فیلم دیگر در راستای ساخت آثار کودک و نوجوان که سعی دارد شبیه فیلم های مجید مجیدی باشد ، اما به شدت ناموفق است و حوصله تماشاچی را سر می برد ...
سانس چهارم / طهران ؛ تهران : ساخته / داریوش مهرجویی ، مهدی کرم پور

فیلم اول / طهران : روزهای آشنایی ساخته فیلمساز برجسته داریوش مهرجویی در نگاه اول شبیه فیلم مهمان مامان است . استفاده از اکبر مشکاتی - بازیگر نقش علی عابدینی در فیلم هامون - و علی عابدینی - طراح صحنه و لباس و گریم فعال سینما - بعنوان بازیگر در این فیلم از نکات جالب تازه ترین اثر مهرجویی است . همچنین بازی کتایون امیر ابراهیمی ، فاطمه فردین ، پرویز نوری و همسرش ثریا و ... از دیگر نکات قابل توجه این فیلم به شمار می رود . فیلم مهرجویی اما در یک کلام نوعی شهرشناسی مصور محسوب می شود ، آن هم به روایت کارگردانی که اصولا آثارش را دوست داریم ...
فیلم دوم / تهران : سیم آخر ساخته مهدی کرم پور روایت جوانانی است که هنرشان در این مملکت توسط افرادی خاص ، نادان و سرخورده نادیده گرفته می شود و به اصطلاح از چوب لای چرخشان کردن خسته شده و بریده اند ... اینک آنها تنها راه حل را کندن و رفتن از تهران می پندارند ، شهری که با تمام این ناملایمات هنوز هم دوستش دارند ... فیلم کرم پور فیلم بدی نیست . این دو فیلم آدم را یاد آن جمله معروف فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما ساخته محسن مخملباف می اندازد که می گوید : تهرون ؛ تهرون که می گن جای قشنگیه ، فقط سوراخ سوزناش تنگه ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید ...
چراغی که قرمزی اش حال آدم را بهم می زند ...

سه شنبه 13/11/88
باز هم همان داستان قبلی ... باز هم یک فیلم مزخرف دیگر ... باز هم یک فیلم شرم آور ... و باز هم یک فیلم جدول پرکن برای لیست بلند بالای فیلم هایی که به زور به خورد تماشاچیان جشنواره داده اند ... چراغ قرمز نیز از آن فیلم هایی است که نمی شود فهمید کجای دل این جشنواره قرار دارد !!!
و اما فیلم ها ...
سانس اول / پسر آدم ، دختر حوا : ساخته / رامبد جوان

اگرنام کارگردان را در تیتراژ فیلم نادیده بگیرید ، با دیدن این فیلم تصور می کنید سازنده اثر تهمینه میلانی ست . اما این فیلم را رامبد جوان کارگردانی کرده است . فیلمی مفرح به سبک آثار تهمینه میلانی ... جوان دومین اثر سینمایی اش را انصافا خوب کار کرده است و البته روایت او از دو زوج جوان و پر شر و شور بی شباهت به لج و لجبازی های کاراکترهای اصلی فیلم آتش بس میلانی نیست . تنها مشکل این فیلم تایم طولانی آن است که شاید در تدوین مجدد با حذف خیلی از پلان ها که به جایی بر نمی خورد ، نتیجه مطلوبی را برای فیلم حاصل نماید . مهناز افشار خدا را شکر در این فیلم به خوبی توانسته است از عهده نقشش بر آید . حامد کمیلی نیز در نقش مقابل او لحظات دیدنی ای را می آفریند . رامبد جوان هم یکی از نقش های خوب فیلم را برای خود انتخاب کرده است ؛ نقشی که در آن از لوس بازی و شرارت های همیشگی اش خبری نیست . بازی شیلا خداداد نیز بد نیست ... این فیلم در زمان اکران قطعا از گیشه بسیار خوبی برخوردار خواهد بود...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید ...
سانس دوم / چراغ قرمز : ساخته / علی غفاری

ملغمه ای از فیلمفارسی های متداول که پر از ادا و اصول است و متاسفانه هیچ حرفی برای گفتن ندارد ... این فیلم از همان دست فیلم هایی است که فقط و فقط برای پر تعداد کردن فیلم های حاضر در جشنواره وارد لیست نمایش فیلم ها شده است ...
سانس سوم / لطفا مزاحم نشوید : ساخته / محسن عبدالوهاب

عبدالوهاب در اولین اثر سینمایی مستقل خود با استفاده از دو چهره محبوب سینمایی و تعدادی از بهترین بازیگران تئاتر توانسته است فیلمی درخور و شایسته را با سه روایت متصل به هم به تصویر بکشاند . روایت هایی که از دل اجتماع بیرون آمده و هر یک از آنها بطور مستقل نیز می تواند برای تماشاگر جذابیت هایی را به همراه داشته باشد ... فیلمی که داستانش را بسیار ساده روایت می کند و بیننده را آزار نمی دهد . در این فیلم باران کوثری و حامد بهداد در نقش هایشان خوب ظاهر شده اند . بازی افشین هاشمی نیز قابل قبول از آب درآمده است . هدایت هاشمی اما در نقش یک روحانی محضردار بی نظیر است . و از همه اینها که بگذریم شیرین یزدان بخش در اولین تجربه بازیگری اش در نقش زنی میانسال که از حضور غریبه ها در خانه اش به شدت بیم دارد نقشش را بی نظیر ایفا کرده است ...
*** توصیه می کنم این فیلم را هم حتما بینید ...
سانس چهارم / کیفر : ساخته / حسن فتحی

حسن فتحی سریال ساز محبوب چند سال اخیر در سومین اثر سینمایی اش بهتر و پخته تر از گذشته عمل کرده است . با اینکه در تعداد زیادی از سکانس هایش همچنان مدیوم تلویزیون دیده می شود ، اما توانسته با قصه اش که خدا را شکر تکراری نیست – نسبت به سایر فیلم های حاضر در جشنواره – تماشاچی را تا انتهای فیلم با خود همراه کند ... البته علاوه بر اینکه تایم فیلم زیاد است در بیشتر جاهای فیلم تماشاچی می تواند ادامه داستان را حدس بزند که این خود یکی از مشکلات اساسی فیلم به شمار می رود ... امیر جعفری در نقش بد من فیلم اینجا هم همچنان خوب است . مریلا زارعی طبق معمول نقشش را به خوبی ایفا کرده است . بازی جمشید هاشم پور نیز همین خصوصیت را دارد . بازی هانیه توسلی هم در نقش دختری که با کمک دیگران در حال انتقام گرفتن است و خصوصا خونسردی اش عالی ست . و مصطفی زمانی نیز که روزهای پرکاری اش را سپری می کند از عهده ایفای نقشش برآمده است ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را نیز حتما ببینید ...
روایت های ناتمام یک بازیگر پرکار ، پرانرژی و دوست داشتنی ...

دوشنبه 12/۱۱/88
حمید فرخ نژاد این روزها فعالیتش را زیاد کرده و در نقش های متفاوتی جلوی دوربین می رود ... او با این انرژی و پشتکارش می تواند یکی از برندگان سیمرغ بلورین امسال باشد ... اگر این اتفاق فرخنده برای وی بیفتد حق اوست ...
و اما فیلم ها ...
سانس اول / دیگری : ساخته / مهدی رحمانی

درباره این فیلم نظر نمی دهم ، چرا که برنامه ریز و دستیار اول کارگردان این فیلم بوده ام . البته کارگردان جوان فیلم در یک عمل ناجوانمردانه نام یکی از دوستانش را در تیتراژ فیلم به عنوان دستیار اول گنجانده است که این کار ناپسندش حسابی اعصاب مرا به هم ریخته و ناراحتم کرده است . ماجرا از این قرار است که آن دستیار محترم ابتدا قرار بود دستیار سوم کارگردان باشد ، آن هم با اصرار کارگردان و انکار من ... رحمانی می گفت او فیلم کوتاه ساز است و دوست دارد در سینمای حرفه ای فعالیتش را شروع کند . دوست دارد در این فیلم در گروه کارگردانی باشد . دوست دارد در کنار یک گروه حرفه ای سینما را تجربه کند ... و خیلی چیزهای دیگر دوست دارد ... اما با شروع فیلمبرداری ورق برگشت و رحمانی گفت او قرار است مشاور کارگردان باشد و در جاهایی کمکش کند . به رحمانی گفتم این کار را نکند ، چون برایش حرف و حدیث به همراه خواهد داشت ، اما زیر بار نرفت . از همان روزهای اول نظرات مزخرف دستیار محترم یا به اصطلاح مشاور کارگردان روی اعصاب عوامل رفت و به مرور بدتر و بدتر شد . با رحمانی نشستیم و حرف زدیم ، اما نتیجه ای حاصل نشد . نتیجه اش این شد که من ده روز آخر کار بنا به همین دلیل و دلایلی دیگر خیلی دوستانه از گروه خداحافظی کردم و از پروژه کنار کشیدم . حالا اما با دیدن فیلم دلم برای خودم می سوزد ، چرا که می بینم در آن روستای دور افتاده در اطراف تاکستان و حتی در تهران چه در مدت زمان تقریبا یک ماه و اندی پیش تولید و چه در زمان فیلمبرداری زحمت زیادی برای این فیلم کشیده ام و اکنون کارگردان با این کارش تنها رفاقتش را به رفیق آماتورش ثابت کرده است و ...
سانس دوم / پشت در خبری نیست : ساخته / شبنم عرفی نژاد

این فیلم را نشد که ببینم ...
سانس سوم / شکارچی شنبه : ساخته / پرویز شیخ طادی

یک فیلم به شدت خسته کننده ، بی سر و ته و تاسف برانگیز که حوصله همه را سر می برد ... نمایش این فیلم شاید فقط و فقط به این خاطر بوده که مسئولین برگزاری جشنواره خواسته اند سبد فیلم هایشان را پرکنند و جدول نمایش فیلم ها را رنگین نمایند . این فیلم واقعا کجای سینمای ایران قرار دارد ؟
*** توصیه می کنم این فیلم را به هیچ وجه نبینید ...
سانس چهارم / شب واقعه : ساخته / شهرام اسدی

حمید فرخ نژاد در این فیلم عالی ست ، بی نظیر است ، حرف ندارد ... او برای بازی در این فیلم مستحق دریافت سیمرغ است . نقش فرخ نژاد در این فیلم شاهکار است ، دوست داشتنی است ، قابل ستایش است و ... شهرام اسدی با انتخاب فرخ نژاد در نقش دریاقلی فیلمی ستودنی را به تصویر کشیده است ... فیلمی که اگر چه درباره جنگ است ، اما تماشاچی دوستش دارد . هم شب واقعه را ، هم دریاقلی اش را و هم حمید فرخ نژادش را ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را حتما ببینید ...
سینمای اجتماعی و تقریبا زنانه ...

یک شنبه 11/۱۱/88
زمزمه با باد ، حوالی اتوبان ، طبقه سوم و ناسپاس ... فیلم هایی بودند که امروز در سینما صحرا به نمایش درآمدند . دو فیلم در بخش مسابقه فیلم های اول ، یک فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران و یک فیلم هم در بخش میهمان ...
و اما فیلم ها ...
سانس اول / زمزمه با باد : ساخته / شهرام علیدی

این فیلم را به دلیل گرفتاری شخصی نتوانستم ببینم ...
سانس دوم / حوالی اتوبان : ساخته / سیاوش اسعدی
اسعدی که پیش از این چندین فیلم کوتاه را کارگردانی کرده است ، در اولین تجربه فیلم بلند سینمایی اش سراغ افراد طبقه محروم جامعه رفته و نحوه زندگی آنها و آمال و آرزوهایشان را به تصویر کشیده است . فیلمی اجتماعی و تلخ که می تواند حرف های زیادی با خود به همراه داشته باشد . حوالی اتوبان شکل و شمایل و استخوان بندی خوبی دارد ، چه از لحاظ فیلمنامه و چه از لحاظ تکنیک ... مرتضی غفوری فیلمبردار این فیلم باز هم توانائی هایش را به درستی روی نگاتیو ثبت کرده و قطعا با همفکری کارگردان اثر لحظات درخشانی را خلق کرده است . تصاویر بازیگر اصلی زن فیلم از پشت شیشه های باران خورده ، تصاویری که از قاب پنجره گرفته شده ، سکانس های بارانی در شب و ... همراه با نورپردازی های متناسب ، از جمله لحظات دیدنی فیلم محسوب می شوند . بازی نورا هاشمی بعنوان اولین حضور سینمایی اش در نقش زنی که بدبختی هایش را پشت سرگذاشته و اینک به رویاها و آرزوهایش رسیده و دوباره باید دوران فقر و نداری اش را دنبال کند ، بازی گلچهره سجادیه در نقش زنی که نکبت و تباهی از سر و رویش می بارد ، بازی شهاب حسینی در نقش شوهری که به خیال خودش زندگی ایده آلی را سپری می کند و با دیدن همخانه سابق همسرش و نوع زندگی فلاکت بار او دگرگون می شود و حتی بازی بهناز جعفری که با بدبختی هایش ، خود را برای رفتن به خانه بخت آماده می کند و ... تماشاچی را به فکر فرو می برد . حوالی اتوبان بعنوان اولین تجربه کارگردانش فیلم خوبی است .
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید ...
سانس سوم / طبقه سوم : ساخته / بیژن میرباقری
یک فیلم اجتماعی و سیاه دیگر از کارگردانی که دومین اثر سینمایی اش را ساخته است . ساختن فیلم در یک لوکیشن ثابت و روایت قصه به مدت یک ساعت و نیم در اینگونه فیلمها برای تماشاگری که اصولا تنوع پذیر است کار سختی محسوب می شود . میرباقری داستان فیلمش را بر اساس ناهنجاری های جامعه امروزی برای بیننده اش به تصویر کشیده است . اتفاقاتی که این روزها یا با آن برخورد کرده ایم یا در روزنامه ها و جاهای دیگر به وفور درباره آن خوانده و شنیده ایم . مهناز افشار در نقش یک زن تنها که از همین اجتماع زخم خورده برآمده است و می خواهد با زخمی کردن دیگران زخم خود را درمان کند ، نقشش را به خوبی ایفا کرده است . پگاه آهنگرانی نیز در نقش دختر جوانی که از دل همین جامعه بیرون آمده و می خواهد روزگارش را با خوشگذرانی و مهمانی های شبانه و ... سپری کند بازی نسبتا خوبی را ارائه داده است .
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را هم ببینید ...
سانس چهارم / ناسپاس : ساخته / حسن هدایت
این فیلم را هم ندیدم ...
نگار جواهریان ؛ اولین برنده سیمرغ بلورین جشنواره ...

شنبه 10/۱۱/88
امروز سینما صحرا روز دلچسبی را پشت سر گذاشت ... طلا و مس ساخته همایون اسعدیان بهترین فیلمی ست که تا به امروز در این سینما روی پرده رفته است . یعنی به نوعی شاهکار جشنواره است و خستگی را از تن تماشاچیان دور کرده است .
و اما فیلم ها ...
سانس اول / وقت بودن : ساخته / جلیل سامان

این فیلم ، فیلم بدی نیست ... اما توان اکران در سینما را قطعا ندارد و بیشتر برای مخاطب تلویزیونی ساخته شده است .
سانس دوم / خانواده ارنست : ساخته / محسن دامادی

یک فیلم دیگر در حد و اندازه های آثار تلویزیونی ...
سانس سوم / بیداری رویاها : ساخته / محمدعلی باشه آهنگر

شاید فیلم شب های زاینده رود ساخته محسن مخملباف را دیده باشید . در آن فیلم یکی از زن هایی که خودکشی می کند دلیلش را برای پرستارش اینگونه بیان می کند : تو اگه شوهر کرده باشی و شوهرت بره جبهه و بعد از چند وقت بگن مفقودالاثر شده و بعد به زور تو رو بدن به برادر شوهرت و بعد از چند سال بگن شوهر اولت پیدا شده و زنده ست و داره بر می گرده چیکار می کنی ؟ ... به نظر می رسد آهنگر با برداشتی آزاد از همین چند خط دیالوگ قصه دومین فیلمش را نوشته است و انصافا هم فیلم نسبتا خوبی را جلوی دوربین برده است . فیلمبرداری تورج منصوری و ساخت موسیقی متن توسط آریا عظیمی نژاد از نکات مثبت این فیلم است . بازی امین حیایی در نقش اصلی مرد این فیلم تقریبا مثل اکثر اوقات بی نظیر است. گزیده کاری هنگامه قاضیانی که بعد از به همین سادگی – بعنوان اولین تجربه بازیگری اش جلوی دوربین سینما – در یکی دو فیلم بیشتر ظاهر نشده ، در این فیلم نیز در نقش همان زنی که دو بار ازدواج کرده – با شوهر اولش که شهید شده و دفنش کرده اند و سپس با برادر شوهرش – و اینک شوهر اول در آستانه بازگشت از اسارت است ، عالی به نظر می رسد .
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید ...
سانس چهارم / طلا و مس : ساخته / همایون اسعدیان

شاهکار این فیلم بازی بی نظیر نگار جواهریان است . بازیگری که اصولا پیش از این در نقش مکمل فیلم ها و سریال ها ظاهر شده است . البته از جواهریان همین چند وقت پیش نیز بازی خوبی را در فیلم دوست داشتنی تنها دوبار زندگی می کنیم ساخته بهنام بهزادی دیده ایم . او در طلا و مس نقش همسر طلبه ای جوان را بازی می کند که دو فرزند خردسال دارد و به بیماری لاعلاجی دچار می شود . نقش جواهریان و بازی فوق العاده اش یکی از تاثیرگذارترین هنرنمایی های چند سال اخیر سینمای ایران محسوب می شود و تماشاچی را تا انتهای فیلم با خود همراه می کند . شاید به جرات بتوان گفت که یکی از سیمرغ های امسال می تواند متعلق به او باشد. بهروز شعیبی دیگر بازیگر این فیلم - که سالهاست در سینما بعنوان برنامه ریز و دستیار کارگردان او را می شناسیم و البته در چند فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی بعنوان بازیگر حضور داشته است – نیز در نقش روحانی جوان فیلم به خوبی ظاهر شده است و انصافا از عهده ایفای نقشش برآمده است .
فیلمبرداری و نورپردازی حسین جعفریان هم در طلا و مس عالی است . همچنین موسیقی متن فیلم که توسط آریا عظیمی نژاد ساخته شده – وی یکی از پرکارترین آهنگسازان این دوره از جشنواره است – از جمله محسنات فیلم اسعدیان به شمار می رود . طلا و مس از جمله فیلم هایی است که تاریخ مصرف ندارد ...
*** پیشنهاد می کنم این فیلم را چند بار ببینید ...


